این سال سیاه

برای علیرضا کیانی که تازیانه بر او کارگر نخواهد بود

((  به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن

که شبی نخفته باشی به درازنایِ سالی ))

سالِ مرگِ جواد پرانداخ ؛

سالِ احکام انظباطی ؛

سالِ هجوم گارد به خوابگاه ها ؛

سالی که هر روزش مادری به عزای فرزندش نشست .

و سالی که در آن امید بسته بودیم به فردایی روشنتر

و در این میان، این ما بودیم که هرگز ناامید نشدیم چرا که «ما حرارت از روحِ یخ بسته ی سربازانِ دشمن می گرفتیم : کارمندانِ بدکارِ ساواک، پاسبان های دست به باتون، شلاق زنها، دشنام دهندگان.  اگر یکی شان، فقط یکی شان، یک بار،برای مدتی کوتاه، مهربان و مودب و منطقی سخن می گفت، ما یکسره خلع سلاح می شدیم. این حسنِ بزرگِ سلاخان است که فقط سلاخند نه چیز دیگر. یکی بر گرده مان می نشست، یکی روی پاهایمان- دمر- زانوهایمان را تخته شلاق له می کرد… و بعد چقدر دشنام می شنیدیم ؛ و هم اینها بود که ما را گرم می کرد؛ ما را به ادامه دادن وا می داشت…1 «

1- یک عاشقانه ی آرام، نادر ابراهیمی، نشر روزبهان، چاپ دوازدهم، زمستان 87 ، صفحه ی 82

12 پاسخ به “این سال سیاه”

  1. آیسودا می‌گوید:

    سالی سیاه و خونین. این نوشته ابراهیمی را خونده بودم.
    پرنداخ از اصفهان بود آره؟
    با تمام اینها باز هم میشه سال نو را مبارک کرد؟ من که مشکوکم

  2. ivalyosha می‌گوید:

    غمت مباد و گزندت مباد و درد مباد/که مونس دل و آرام جان و دفع غمی
    حدیث چون و چرا دردسر دهد ای دل/پیاله گیر و بیاسا ز عمر خویش دمی
    سپید کرده به چشمم سیاهی چشمی/سیاه کاری سالی، سیاهه ی ستمی!
    (محصول مشترک سعدی و حافظ و یک شعرساز معاصر!)

  3. زهرا می‌گوید:

    حقا که سیاه سالی بود این 88
    گرتوسبزی سبزم/گرتوشادی شادم/من زشیرینی توفرهادم
    وطنم ایرانم
    عیدآنروزمبارک بادم
    که توآبادی و من آزادم
    نوروزتان پیروز

  4. سین دخت می‌گوید:

    امیدوارم سالی که می آید بهتر از این ها باشد که رفتند و بهتر از این که رفت
    اما حتی به امید هم امیدی نیست…

  5. فرزانه می‌گوید:

    آری سایه سنگین سیاهی امسال به آسانی فراموشمان نمی شود هر چند حافظه تاریخی کوتاهی داریم و حالا نگرانی ما این است که مبادا فراموش کنیم چه بر سرمان آمد ؟
    اما به آمدن نور هم چنان امیدواریم

  6. هیوا می‌گوید:

    سالی پر از سیاهی و ما را امیدوارم که امیدی مانده باشد!

  7. por reyne می‌گوید:

    سالی که رفت بر باد…
    حقیقتا سال خوب و سال بدی بود
    بد بود واسه اینهمه غم
    خوب, چون سال تولد جنبش مدنی ایران بود ولی وقتی این جنبش بزرگ شد میشه بهش افتخار کرد
    سال نو مبارک

  8. عباس می‌گوید:

    سالی که رفت از یاد
    سالی که داد بر باد. . .
    سال نوت پر خیر و کم شر

  9. محمدرضا می‌گوید:

    سلام
    ممنون از لطفت شما هم سال خوبی داشته باشید
    لاهیجان تشریف دارید الان؟

  10. محمدرضا می‌گوید:

    سلام
    پس قرار ما فردا 4 فروردین ساعت 11 صبح یا ظهر! در کتابفروشی فرازمند
    اگر موافقید با دود مثل سرخپوستها علامت بدهید!

  11. علیرضا کیانی می‌گوید:

    ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد/ از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.